خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Legends of The Fall

باز هم پائيز و قصه هاي پائيزي ،

كه گويي براي ما خزان زدگان

هميشه دلگيرتر است …


پائيز هميشه فصل سفر است

سفر به روشني و اميد

سفر از رنج و اسارت

سفري دور و دراز


پائيز فصل رويش است

رويش از خفتگي به بيداري

جوانه مي زند  شاخ درخت

و جنگل خزان زده

زير بارش رگبار  دهشتناك

دوباره سبز مي شود

.

محمدعلي رضايي
پائيز 88

احاديثي گهربار  از  حضرت  محمدعلي رضايي (ع) :

.

-  بدبخت ترين مردم كساني هستند  كه به بدبختي و ناداني خويش افتخار مي كنند .

.

-  آسان ترين راه  ، هميشه باور كردن  چيزهايي است كه با چشم ديده مي شوند .

.

-  بزرگترين  مشكل ما  ناداني و بزرگترين دشمن ما  تحجر ، تعصب  و  خشك مغزي است .

.

-   محكم ترين و نفوذ ناپذيرترين  حصار ،  حصار افكار احمقانه است. كه يك احمق آن را

به دور خود و اطرافيانش مي پيچد و هرچه حيطه قدرت آن احمق بيشتر باشد ، افراد

گرفتار در حصار  نيز بيشتر خواهند بود.

The Revolver

اي دنيا

تو كه اينگونه  مي چرخي  و مي چرخاني

و از اين چرخشت هيچ امان نيست

بدان كه هيچ چرخيدني جاودانه نيست

……

(( پس بچرخ تا بچرخيم ))

تا چندي پيش هر وقت غمگين ميشدم  شعري به ذهنم ميرسيد و اينجا
مي نوشتم  (با سانسور) ،  ولي حالا نميدونم چرا ديگه حتي اينطوري هم
نميشم. گويا از حال خودم خبر ندارم …

—————————————————————–

مدتي پيش نوشتم كه زمين گرد است و به دور خورشيد مي چرخد. اما
كليساي كاتوليك به خشم آمدند و غش و ضعف كردند و ناله ها سر دادند
و فرياد ها بر آوردند و  دردسرهاي فراوان ايجاد شد…
و من صلاح ديدم كه سكوت كنم. و چون با سكوت نيز راضي نمي شوند
مجبورم  بنويسم و اعتراف كنم كه  نظر آنها را پذيرفته ام. يعني  بايد
بگويم كه زمين مسطح است و خورشيد به دور آن مي چرخد …

از جانم نمي ترسم ، از تنهايي نيز نمي هراسم زيرا  مرده را چه باك از
مرگ و غريبه را چه باك از تنهايي ؟
ويرانه را ترسي از سيل در دل نيست.
اما اينگونه نبايد جان به هدر داد ، گاهي سكوت ، گوياترين فرياد است و
من اينك اينگونه فرياد مي زنم…

—————————————————————-

امشب كه به  وردپرس وارد شديم، در داشبورد خود يك عبارت جالب توجه
ديديم :

Top Searches:

(( سفرکرده,  مسافر,  شعری که نهایت غمگینی توی آن باشد ))

گويي گوگل  ما را خوب درك مي كند و مراجعينش را به درستي به اينجا
رهنمون مي سازد تا فيض كثير برند.  و ما نيز اعلام مي كنيم كه گوگل را
درك كرده  و از اين درك متقابل بسيار به خود مي باليم زيرا كه  جناب گوگل

Page Rank ما را به عدد 3 افزايش داده است.

كه بسيار باعث خشنودي و شادي خاطر مباركمان شد.
باشد كه رستگار شوند …

————————————————————-

در اين مدت كه نبودم وبلاگ هاي همتون رو مي خوندم. ولي كامنت
نمي نوشتم چون حرفي براي گفتن نداشتم.
از دوستان عزيزي كه به ياد من بودند واقعا ممنونم ، و بايد بگم كه يكي از
دلايل مهمي كه باعث شد دوباره بنويسم  بي شك  لطف شما عزيزان بود.

ببخشيد كه طولاني شد…

In The Line of Fire

عاشاقانه نوشتيم ،  دلمان سوخت .

از احساساتمان نوشتيم ، زبانمان سوخت .

از گذشته ها نوشتيم ،  عده اي دلشان سوخت .

از آن دنيا نوشتيم ، عده اي وجدانشان سوخت .

سياسي نوشتيم ، عده اي از شنيدن حقايقي كه عمري از مواجهه با

آن فرار مي كردند سوختند و اعصاب و روان ما را نيز  سوزاندند …

.

از هرچه و هركس  و هركجا  كه نوشتيم ،  چيزي و كسي  در جايي سوخت.

مي ترسيم اگر به نوشتن ادامه دهيم  كل جهان آتش بگيرد و تقصيرش را به

گردن ما بياندازند !

و اگر ننويسيم و نگوئيم و خاموش شويم ،  روحمان خواهد سوخت …

مانده ايم چه كنيم …

نوشته‌های قدیمی‌تر »