آنگاه كه بايد مي گفتيم نگفتيم
آنگاه كه بايد دوست مي داشتيم نداشتيم
و اكنون از پس سال ها
سال هايي كه به دوست نداشتن گذشت
مانده ايم در حسرت صندوقچه خالي از نامه هاي عاشقانه
خاطره نگاه هاي دزدانه
و باز هم جاي زخم حرف هاي نگفته و نامه هاي نانوشته
ديگر هيچ گاه نامه اي را نانوشته نخواهم گذاشت ……
.
محمدعلي رضايي
تير 89

خوش اومدی چه عجب…..ما هر کاری هم که بکنیم بلاخره در اینده حسرت یه چیزایی رو میخوریم. ولی شاید بشه یه کم جبران مافات کرد
فکر میکنم لازمه که بعد یه عمر بزنی
تو سرت بگی احمق چرا اینقدر ساکت بودی یه کلمه بهش میگفتی
فکر کنم اصلا لذتش به همین حسرتشه
اما وقتیم گفتیم یه عمر داریم میگیم
عجب اشتباهی کردم احمقی بودمااااااااا
در هر صورت تو بنویس میخونمت !
like
اثبات سخت شده ! دارم می برم
نمی دونم چرا این جمله خیلی به دلم میشینه، شایدم باهاش هم ذات پنداری می کنم :
ديگر هيچ گاه نامه اي را نانوشته نخواهم گذاشت ……